خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

702

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

[ تصوير ] جدول 33 توضيح : 1 - اعداد طرف چپ ( چپ خواننده ) نمايندهء شكل قياسى و اعداد طرف راست نماينده ضرب اين شكل است . 2 - نتايج با حروف بزرگتر نوشته شده از مقدمات قياس حاصل شده است و به حروف كوچكتر از لوازم مقدمات است . ( 1 ) براى نشان دادن ضروب چهارگانه شكل اوّل مىگوييم : ضرب اوّل : صغراى موجبه كليه + كبرى موجبه كليه ؛ ضرب دوم : صغرى موجبه كليه + كبرى سالبه كليه ؛ ضرب سوم : صغرى موجبه جزئيه + كبرى موجبه كليه ؛ ضرب چهارم : صغرى موجبه جزئيه + كبرى سالبه كليه . ( 2 ) مقصود از كلى در اين‌جا آن است كه در اين قياس موجبه كليه منعكس به موجبه كليه مىشود زيرا محمول و موضوع متساوىاند لذا اگر نتيجه موجبه جزئيه شد بايد آن را موجبه كليه گرفت . اما چرا موجبه كليه منعكس به موجبه كليه شد زيرا دو مقدمه يعنى « كل ج ب » و « كل ب ا » به وقت عكس هريك « كل ب ج » و « كل ا ب » مىشوند نه قضيه جزئيه . ( 3 ) مقصود از صغرى آن است كه چون قياس بين كل ج ا كل ب ا منتج نيست ( زيرا شرط خينكب در آن جارى نيست ) مىتوانيم « كل ج ا » را به صورت « لا شىء مما ليس ج فهو ا » تبديل و با « كل ب ا » قرين كنيم نتيجه « لا شىء مما ليس ج فهو ب » مىشود و آن معادل است با « كل ج ب » يعنى صغرى . ( 4 ) در ضرب سوم چون صغرى جزئى است نتيجه قياس جزئى مىشود و اين نتيجه جزئى چون با صغرى جزئى تأليف شود قياس عقيم است زيرا هردو مقدمه جزئيه‌اند و از اين جهت خانه‌هاى مقابل بدون نتيجه‌اند . ( 5 ) در ضرب چهارم چون صغرى جزئى مىباشد با كبراى سالبه نتيجه جزئى مىدهد و نتيجه جزئى با صغريات جزئى نتيجه‌اى نمىدهد از اين جهت خانه‌هاى مقابل بدون نتيجه‌اند .